تبلیغات
پسران بد و دختران خوب - لیلی و مجنون امروزی...

پسران بد و دختران خوب

...چون میسر نیست من را کام دوست******عشق بازی می کنم با نام دوست

لیلی و مجنون امروزی...

مجول سوار بر زانتیا (که با این پیشرفت دیگه اونم از مد افتاده!) رینگ اسپرت با هشت باس!! در خیابان "فرهاد" جولان می دهد! ناگه بر گوشه خیابان لیلول را دیده  پس به کنار وی رسیده دستی می کشد!! دست بر بوق انکر اصواتی (دوست ندارم بگم کرکننده!!) گذارده فغان سر می دهد: خانومی!! برسونمت!

در این گه لیلول لب و لوچه کج نموده، خود را اونوری می کند!!

مجول که به این عشوه ها عادت دارد، مکررا ً دست بر بوق گذارده و باز فغان می دارد: خانومی!! میای بریم سینما... (شرمنده خودم از این مدل جمله ها حالم به هم می خوره!!)

خانومی... ببخشید! لیلول از این اکرار(منظور همان تکرار است!) و اصرار آشفته گشته رو به مجول نموده و چندی فحش نثار مجول می کند!!

مجول که به بیت:

اگر با دیگرانش بود میلول            چرا ماشینمو سوار نشد لیلول

اشراف و اعتقاد فراوان دارد، پا بر اصرار و دست بر بوق نهاده، ول کن نیست!

در همین اثنا خسرول با سمند (اشتباه نشه اون سمند نیست!همین خودروی ملی خودمونه!) از گرد راه رسیده، دستی کشیده و با نیرنگی بسی گران لیلول را سوار بر سمند نموده، دست بر دنده کرده بی امان می گازد!!

مجول هم که به مصرع:

مبادا که لیلول به  سمند نشیند! اعتقاد بس بیش دارد، پس با غرش پا بر گاز کرد! خوفناک لایی می کشد!!

+ چندی بعد!!

مجول در حالی که خون از دستش می چکد و ماشین به حال وارون بر جاده افتاده و رو برویش جنازه خسرول و لیلول در سمند مرده افتاده اند!! ( گویی شاخ به شاخ نمودند!!) چشم از جهان فرو می بندد!! در همین حال یکهو گوشی مجول زنگ خورده پس به روی پیغام گیر رفته! در همین حال از آن سوی گوشی فغان می آید: الو سلام مجول!!من شیرینیم! همون که هفته پیش شماره تلفن دادی!! می خوام ببینمت!! فلان جام!! اگه خواستی بیا!!

+و هر روز این داستان کذایی در هر کوی و برزن ادامه دارد...!

+ نتیجه اخلاقی: به گفته های مسئولین محترم راهنمایی و رانندگی توجه کنید!!

+ نتیجه غیر اخلاقی: تمام این مطلب غیر اخلاقی می باشد و دیگر جایی برای نتیجه باقی نمی گذارد!!

 



+ نوشته شده در شنبه 19 آذر 1390 ساعت 06:39 ب.ظ توسط parisa joooooooon ...| نظرات()