تبلیغات
پسران بد و دختران خوب - برگرد...

پسران بد و دختران خوب

...چون میسر نیست من را کام دوست******عشق بازی می کنم با نام دوست

برگرد...

می خواهم عمرم را با دستان گرم و مهربان تو اندازه بگیرم.

برگرد...!

باور کن تقصیر من نبود، من فقط می خواستم یک دل سیر برای تنهایی هایم گریه کنم. نمی دانستم گریه را دوست نداری...

حالا هم هروقت بیایی، عزیز لحظه های تنهایی منی.

اگر بیایی، من دل تنگی هایم را بهانه میکنم، تو هم دوری کسانیکه دور نیستند، در راهند. رفته اند برای تاریکی هات یک آسمان خورشید بیاورند.

یادت باشد؛ من، اینجا، کنار همین رویاهای زودگذر، به انتظلر آمدن تو، خط های سفید جاده را می شمارم...

پس قبل از اینکه چشمانم نیز مانند تنها رنگی که در شب پیدا نمی شود، سفید نشده اند، برگرد...

 



+ نوشته شده در پنجشنبه 24 آذر 1390 ساعت 06:49 ب.ظ توسط parisa joooooooon ...| نظرات()