تبلیغات
پسران بد و دختران خوب - طعم تلخ واقیت

پسران بد و دختران خوب

...چون میسر نیست من را کام دوست******عشق بازی می کنم با نام دوست

طعم تلخ واقیت

بذار یواش شروع کنم سلام گلم، هم نفسم

آرزوهام راضی شدن، دیگه بهت نمی رسم

گفتم که گفتی زندگی غصه داره سفر داره

هم واسه من هم واسه تو باهم بودن خطر داره

گفتم که گفتی ما دوتا به درد هم نمی خوریم

ولی یه جا مثل همیم، هردومون از قصه پُریم

گفتم تو گفتی سهممون از زندگی جدا جداس

حرف تو رو چشم منه، اما اینام دست خداس

هرچی که تو گفته بودی گفتم به دل بی کم بیش

حالا خودم نه راه پس مونده برام نه راه پیش

دلم که حرفاتو شنید اول که باورش نشد

ولی نه، بهتره بگم نفهمیدش، سرش نشد

یه جوری مات و غمزده فقط به دورا خیره شد

رنگ از رخش نه، نپرید شکست و مرد و تیره شد

بلور رویاهام ولی چکید ممث خواب تگرگ

آرزوهام از هم پاشید، رسید ته کوچه مرگ

راستش ازم چیزی نموند به جز همین جسم ظریف

خوب می دونی چی می کشه غریب تو خونه حریف

دوست دارم، چه توی خواب، چه توی مرگ و بیداری

فدای یک تار موهات که تو منو دوست نداری

مواظب آدما باش، زندگی گرگه زیباجون

خدای رویای منم هنوز بزرگه زیبا جون

دوشنبه ی پر از غمِ یه ظهر گرم خردادی

با اون چشمای روشنت، چه کاری دست من دادی...

 

 



+ نوشته شده در یکشنبه 1 مرداد 1391 ساعت 12:39 ب.ظ توسط parisa joooooooon ...| نظرات()