تبلیغات
پسران بد و دختران خوب - شام مهتاب

پسران بد و دختران خوب

...چون میسر نیست من را کام دوست******عشق بازی می کنم با نام دوست

شام مهتاب

این شعر متن یكی از بهترین شعرایی كه تو تمام عمرم شنیدم.

امیدوارم خوشتون بیاد.

 

♥ شام مهتاب ♥

تو اون شام مهتاب، کنارم نشستی

عجب شاخه گل وار، به پایم شکستی

قلم زد نگاهت، به نقش آفرینی

که صورت گری را نبود این چنینی

پری زاده عشقو مه آسا کشیدی

خدا را به شور تماشا کشیدی

تو دونسته بودی، چه خوش باورم من

شکفتی و گفتی از عشق پرپرم من

تا گفتم کی هستی؟ تو گفتی یه بی تاب

تا گفتم دلت کو؟ توگفتی که دریا

قسم خوردی بر ماه، که عاشق ترینی

تو یک جمع عاشق، تو صادق ترینی

همون لحظه ابری رخ ماهو آشفت

به خود گفتم:ای وای... مبادا دروغ گفت

گذشت روزگاری از اون لحظه ی ناب

که معراج دل بود به درگاه مهتاب

در اون درگه عشق چه محتاج نشستم

تو هر شام مهتاب به پایت شکستم

تو از این شکستن خبر داری یا نه؟

هنوز شور عشقو به سر داری یا نه؟

تو دونسته بودی، چه خوش باورم من

شکفتی و گفتی از عشق پرپرم من

تا گفتم کی هستی؟ تو گفتی یه بی تاب

تا گفتک دلت کو؟ تو گفتی که دریا

قسم خوردی بر ماه که عاشق ترینی

تو یک جمع عاشق تو صادق ترینی

همون لحظه ابری، رخ ماهو آشفت

به خود گفتم:ای وای... مبادا دروغ گفت

هنوزم تو شب هات اگه ماهو داری

من اون ماهو دادم به تو یادگاری...

 



+ نوشته شده در سه شنبه 10 آبان 1390 ساعت 03:36 ب.ظ توسط parisa joooooooon ...| نظرات()